به گزارش دریابان نیوز به نقل از سرآمد ، تنگه هرمز طی روزهای گذشته شاهد نوع تازه ای از رویارویی ایران و آمریکا در سطح و زیر سطح آب بوده است؛ رویارویی که محور آن سامانه های هوشمند و بدون سرنشین دریایی است. نیروی دریایی سپاه پاسداران در فاصله کوتاهی از شناسایی و به غنیمت گرفتن یک شناور زیرسطحی بدون سرنشین آمریکایی از نوع Dive-LD و هدف قرار دادن یک شناور سطحی بدون سرنشین از نوع Saildrone Explorer خبر داده است.
روزهای میانی هفته گذشته خبر شکار یک دستگاه سامانه بی سرنشین زیر آبی مدل Dive-LD در خلیج فارس توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتشر شد. پس از آن نیز رسانه ها از هدف قرار گرفتن یک فروند شناور سطحی بدون سرنشین آمریکایی از نوع Saildrone Explorer در محدوده تنگه هرمز خبر دادند.
برخی تحلیلگران نظامی معتقدند به غنیمت گرفتن یک شناور زیرسطحی آمریکایی و هدف قرار دادن یک شهپاد می تواند معادله استفاده آمریکا از سامانه های بدون سرنشین و هوشمند در تنگه هرمز را پیچیده تر کند. در این چارچوب، موضوع فراتر از «شکار یک زیردریایی» یا «انهدام یک شهپاد» ارزیابی شده و رقابت بر سر کنترل هوشمند تنگه هرمز مورد توجه قرار گرفته است.
شکار شناور زیرسطحی و روایت متفاوت آمریکا
نخستین رویداد روز سه شنبه ۸ سپتامبر رخ داد؛ زمانی که نیروی دریایی سپاه اعلام کرد یک شناور زیرسطحی هوشمند و بدون سرنشین آمریکایی را در ورودی تنگه هرمز شناسایی و به «غنیمت» گرفته است. رسانه ها این وسیله را Dive-LD معرفی کرده اند؛ یک وسیله نقلیه زیرسطحی خودمختار که شرکت آمریکایی Anduril آن را توسعه داده است.
بر اساس مشخصات منتشر شده، Dive-LD حدود ۵.۸ متر طول دارد و نزدیک به سه تن وزن آن است. این سامانه برای ماموریت هایی مانند شناسایی زیرسطحی، نقشه برداری بستر دریا، مقابله با مین، بازرسی زیرساخت های زیرآبی و جمع آوری اطلاعات طراحی شده است. تسنیم گزارش داده که این سامانه می تواند تا ۱۰ روز به صورت مستقل فعالیت کند و عمق عملیاتی اعلام شده برای آن تا حدود ۶ هزار متر است.
شناورهای زیرسطحی بدون سرنشین در جنگ دریایی مدرن برای جمع آوری اطلاعات، شناسایی مین، پایش مسیرهای دریایی و بررسی زیرساخت های حساس زیر آب به کار گرفته می شوند. بنابراین، در صورت دقیق بودن روایت ایران درباره نحوه به دام انداختن Dive-LD، موضوع تنها از دست رفتن یک وسیله بدون سرنشین نیست و مسئله شناسایی و مقابله با سامانه های خودمختار در محیطی مانند تنگه هرمز نیز مطرح می شود.
با این حال، روایت تهران و واشنگتن درباره این حادثه یکسان نیست. رویترز گزارش داده که یک مقام آمریکایی ضمن تایید از دست رفتن این شناور، علت آن را نقص فنی اعلام کرده است. به گفته این مقام، وسیله مذکور از مدل قدیمی تر بوده و تجهیزات طبقه بندی شده سونار یا رادار به همراه نداشته است.
شرکت Anduril نیز تاکید کرده که این سامانه برای فعالیت در محیط های پرخطر طراحی شده و از دست رفتن آن در چنین محیط هایی جزو ریسک های عملیات محسوب می شود. رویترز در گزارشی دیگر نوشته است که تصرف Dive-LD می تواند برای ایران امکان بررسی و مهندسی معکوس برخی اجزای این سامانه را فراهم کند؛ هرچند محدودیت های نرم افزاری و نبود تجهیزات حساس می تواند میزان بهره برداری فنی را کاهش دهد.
شکار دوم؛ این بار روی سطح آب
پس از آن، نیروی دریایی سپاه از هدف قرار دادن یک شناور سطحی بدون سرنشین آمریکایی خبر داد. براساس اطلاعیه سپاه، این شناور از نوع Saildrone Explorer و دارای شماره بدنه ۵۸۳۸ بوده و در ورودی تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفته است.
فرمانده نیروی دریایی سپاه نیز اعلام کرد که هرگونه تحرک خصمانه در محدوده تنگه هرمز هدف قرار خواهد گرفت. این اطلاعیه با واکنش متفاوت آمریکا روبه رو شد.
آسوشیتدپرس گزارش داده که ارتش آمریکا ادعای ایران درباره اصابت به یک شناور نظامی بدون سرنشین آمریکایی را رد کرده و آن را نادرست دانسته است. در نتیجه، برخلاف ماجرای Dive-LD که اصل از دست رفتن وسیله از سوی مقام آمریکایی تایید شد، درباره سرنوشت شهپاد Saildrone همچنان روایت های متعارض وجود دارد.
در ماه های اخیر نیز گزارش هایی درباره استفاده آمریکا از شناورهای بدون سرنشین برای عملیات شناسایی، مین روبی و حتی حمله منتشر شده است.
تنگه هرمز؛ محیط پیچیده جنگ دریایی بدون سرنشین
تنگه هرمز به دلیل عرض محدود، ترافیک متراکم، عمق های متفاوت و اهمیت استثنایی آن برای تجارت جهانی، محیطی متفاوت از اقیانوس های باز برای عملیات شناورهای خودمختار است. در چنین محیطی، سامانه ای که در آب های آزاد می تواند برای مدت طولانی به صورت مستقل فعالیت کند، باید با حجم بالایی از شناورها، موانع، امواج، تغییرات صوتی و شرایط پیچیده محیطی مواجه شود.
گزارش ها درباره عملیات مین روبی آمریکا در هرمز نیز نشان می دهد واشنگتن از ربات ها، شناورهای بدون سرنشین و تجهیزات زیرسطحی برای شناسایی و پاکسازی مسیرهای دریایی استفاده کرده است. فایننشال تایمز در گزارشی از عملیات پرخطر مین روبی آمریکا در تنگه هرمز، به حضور شناورهای رباتیک و تجهیزات زیرسطحی در این عملیات اشاره کرده است.
در جریان عملیات های ماه ژوئیه نیز فرماندهی مرکزی آمریکا از استفاده از شناورهای سطحی بدون سرنشین Corsair برای حمله به تاسیسات نظامی ایران در بندرعباس خبر داده بود. بررسی فکت نامه نیز این عملیات را نخستین استفاده عملیاتی آمریکا از این نوع شناورهای سطحی بدون سرنشین در نقش تهاجمی دانسته است.
در این چارچوب، هدف قرار گرفتن یا از دست رفتن یک سامانه سطحی و گرفتار شدن یک سامانه زیرسطحی، بخشی از رقابت ایران و آمریکا برای ایجاد برتری اطلاعاتی و عملیاتی در محیط دریایی هرمز توصیف شده است. آمریکا تلاش می کند با استفاده از سامانه های کوچک، ارزان تر و بدون سرنشین، خطر اعزام مستقیم نیروهای انسانی را کاهش دهد و همزمان اطلاعات بیشتری از محیط عملیاتی به دست آورد. ایران نیز در مقابل تلاش می کند همین مزیت را از طریق شناسایی، اخلال یا انهدام سامانه های خودمختار خنثی کند.
چرا مسئله فقط یک شناور نیست؟
از منظر نظامی، یکی از مهم ترین پیامدهای این حوادث، تغییر محاسبه ریسک برای طرف آمریکایی است. اگر یک سامانه زیرسطحی بدون سرنشین که برای فعالیت مستقل و طولانی مدت طراحی شده، در محیط عملیاتی هرمز شناسایی و از دسترس آمریکا خارج شود، این پرسش مطرح می شود که سایر سامانه های خودمختار تا چه اندازه می توانند در این آبراه بدون ایجاد خطر برای خود فعالیت کنند.
این موضوع به ویژه درباره سامانه های مین روبی و شناسایی زیرسطحی اهمیت دارد. اگر ایران بتواند لایه های شناسایی خود را در سطح و زیر سطح آب به گونه ای سازمان دهد که شناورهای خودمختار آمریکا را پیش از انجام ماموریت شناسایی کند، بخشی از مزیت فناوری بدون سرنشین آمریکا کاهش خواهد یافت.
از سوی دیگر، هدف قرار گرفتن شناورهای سطحی نیز می تواند هزینه استفاده از شهپادهای اطلاعاتی و رزمی را افزایش دهد. ارزش راهبردی این سامانه ها در این است که قرار است جایگزین بخشی از ماموریت های پرخطر شناورهای سرنشین دار شوند. اگر این سامانه ها خود به هدف های قابل دسترس تبدیل شوند، کاهش ریسک انسانی لزوما به معنای کاهش ریسک عملیاتی نخواهد بود.
تحولات اخیر نشان می دهد جنگ دریایی در خلیج فارس وارد مرحله ای شده که در آن ماشین های بدون سرنشین می توانند به اندازه ناوها و زیردریایی های سنتی اهمیت پیدا کنند. آمریکا با تکیه بر فناوری خودمختار تلاش می کند حضور اطلاعاتی و عملیاتی خود را با هزینه انسانی کمتر حفظ کند و ایران نیز در تلاش است نشان دهد این فناوری ها در محیط هرمز مصونیت ایجاد نمی کنند.
در این میان، توانایی ایجاد یک زنجیره کامل از کشف، شناسایی، رهگیری و از کار انداختن سامانه های بدون سرنشین طرف مقابل اهمیت پیدا می کند. تحلیلگران نظامی معتقدند اگر ایران بتواند این توانایی را در سطح و زیر سطح آب به صورت مستمر تکرار کند، حضور سامانه های خودمختار آمریکا در هرمز با ریسک بیشتری روبه رو خواهد شد. در مقابل، ارتقای سامانه های بدون سرنشین آمریکا با فناوری های مقاوم تر، ارتباطات امن تر و قابلیت های ضدشناسایی می تواند این رقابت را وارد مرحله تازه ای کند.
با توجه به این تحولات، نظر شما درباره نقش سامانه های بدون سرنشین در معادلات دریایی تنگه هرمز چیست؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

















پیشنهاد دریابان
پربازدید ها